خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۲۷ - در مدح عارض لشکر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جهان فضل و بحر رادی و کان هنرروشنت روزست و صافی آب و با قوت گوهر
۲
خواب کرده از تو امن و ملک در یک خوابگاهآب خورده از تو دین و عدل در یک آبخور
۳
رفعت از قدر تو باید چرخ از آن باشد رفیعنسبت از حلم تو دارد کوه از آن دارد کمر
۴
فتنه را از هیبت تو گم شود چون مار پایحرص را از بخشش تو بر شود چون مور پر
صفحهٔ ۱ از ۱۰