خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح سیف الدوله محمود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بقد برکشیده همچو سرو و کاشغرای رخ خوب تو همچون ماه و از وی خوبتر
۲
این یکی ماه تمام آن ماه را مشکین عذارو آن دگر سرو روان و آن سرو را زرین کمر
۳
زلف تو چون مشک در مجمر به گاه سوختنچشم تو چون نرگس اندر باغ در وقت سحر
۴
آن یکی پرتاب و دارد مر مرا با پیچ و تابواندگر پر خواب و دارد مر مرا بی خواب و خور
صفحهٔ ۱ از ۶