خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۵۸ - مدح سیف الدوله محمود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو روز روشن بنمود چهره از شب تارزدود مهر ز آیینه فلک زنگار
۲
چنان که نور ز رأی خدایگان جهانبتافت مهر منیر از سپهر دایره وار
۳
شبی گذشت به من بر چو روی اهریمنچو خط مرکز در خط دایره پرگار
۴
دلم چو گردون از عشق ناشکیب شدهپدید کرد همه رازش آن دو زلف چو قار
صفحهٔ ۱ از ۱۱