شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۸۸ - ستایش رئیس ابوالفتح بی عدیل و شکایت از گرفتاری

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمرم همی قصیر کند این شب طویلوز انده کثیر شد این عمر من قلیل
۲
دوشم شبی گذشت چگویم چگونه بودهمچون نیازتیره و همچون امل طویل
۳
کف الخضیب داشت فلک ورنه گفتمیبر سوک مهر جامه فرو زد مگر به نیل
۴
از ساکنی چرخ و سیاهی شب مراطبع از شگفت خیره و چشم از نظر کلیل
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth