شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۹۵ - شکوه از گرفتاری، ناله از بدهکاری

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز تا شب ز غم دل افگارمهمه شب تا به روز بیدارم
۲
به دل شخص جان همی کاهمبه دل اشک خون همی بارم
۳
روز و شب یک زمان قرارم نیستراست گویی بر آتش و خارم
۴
از دو دیده دو جوی بگشادمبر دو رخ زعفران همی کارم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth