خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۹۶ - ایضا شکوه و ناله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دو دیده سرشک خون بارمچون ز گفتارهات یاد آرم
۲
باز ترسم که آگهی یابندبه ستم خویش را فرو دارم
۳
من خیال تو را کجا بینمچون همه شب ز رنج بیدارم
۴
بر دو دیده همی به اندیشههر شبی صورت تو بنگارم
صفحهٔ ۱ از ۹