شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۰۵ - هنرنمایی در مدیح سلطان مسعود

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنم از رنج گرانبار مکن گو نکنمجگرم چون دلم افگار مکن گو نکنم
۲
دل نزارست ز عشق تو ببخشای بروتن نزارست به غم زار مکن گو نکنم
۳
بر من ار بخت گشاده کند از عدل دریآن دراز هجر به مسمار مکن گو نکنم
۴
خار هجر تو بتا تازه گلی زاد ز وصلآن گل اکنون به جفا خار مکن گو نکنم
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth