خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۰۶ - هم در ستایش او
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر یک وفا کنی صنما صد وفا کنمور تو جفا کنی همه من کی جفا کنم
۲
تو نرد عشق بازی و با من دغا کنیمن جان ببازم و نه همانا دغا کنم
۳
گر آب دیده تیره کند دیده مرااین دیده را ز خاک درت توتیا کنم
۴
گل عارضی و لاله رخی ای نگار مندر مرغزار آن گل و لاله چرا کنم
صفحهٔ ۱ از ۱۳