شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۰۸ - شکایت از زندان و ستایش سلطان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدایگانا بخرام و با نشاط بخرامز بهر نصرت دین و معونت اسلام
۲
کشیده تیغی چون تیغ آفتاب به چنگشده ز ضربت آن صبح عمر دشمن شام
۳
بر اهل عصیان شمشیر تو گذارده زخمبر اوج کیوان شبدیز تو گذارده گام
۴
ز بهر تقویت و عون و فتح و نصرت توقضا ز دوده سنان و قدر کشیده حسام
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth