خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۳۰ - مدح سیف الدوله محمود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا نگرید چشم و چرا ننالد تنکزین برفت نشاط و از آن برفت وسن
۲
چنان بگریم کم دشمنان ببخشایندچو یادم آید از دوستان و اهل وطن
۳
سحر شوم ز غم و پیرهن همی بدرمز بهر آنکه نشان منست پیراهن
۴
ز رنج و ضعف بدان جایگه رسید تنمکه راست ناید اگر در خطاب گویم من
صفحهٔ ۱ از ۱۲