خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۳۱ - وصف بهار و مدح آن شهریار
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مقدمه چو درآمد ز لشگر نیسانبه باغ ساقه برون راند از سپاه خزان
۲
به باغ رایت عالیش سرو آزادستبه کوه مطرد رنگینش لاله نعمان
۳
کنار باغ ز نورسته شاخ پر تیرستمیان باغ ز نورسته غنچه پر پیکان
۴
زمین بگسترد از سبزه هر زمان مفرشسپهر بر کشد از ابر هر زمان ایوان
صفحهٔ ۱ از ۱۲