خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۳۴ - مدیح دیگر از آن پادشاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با دل پر آتش و دو دیده پر خونرفتم از لاوهور خرم بیرون
۲
تافته از دشمنان و شیفته از دوستسوخته از روزگار و خسته ز گردون
۳
گردان ز عشقت ای به حسن چو لیلیگرد بیابان و کوه و دشت چو مجنون
۴
گاه زند راه بر صبوری من عشقگاه کند بر دلم فراق شبیخون
صفحهٔ ۱ از ۱۱