خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۳۵ - مدیح محمد بهروز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدای عز و جل در ازل نهاد چنانکه جمله از دو محمد بود صلاح جهان
۲
ز یک محمد گردد زمانه آسودهز یک محمد باشد شریعت آبادان
۳
محمد قرشی و محمد بهروزکه یافت عز و شرف دین و ملک ازین و از آن
۴
وزیر زاده وزیری که از فنون و هنرز وصف و نعتش عاجز بود بیان و بنان
صفحهٔ ۱ از ۲۵