خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۷۸ - مدح یکی از شهان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خنجر بران تو روز وغا برهان توبرهان که دید اندر جهان جز خنجر بران تو
۲
خورشید روشن تخت تو ماه فروزان تاج توروی مجره فرش تو چرخ برین ایوان تو
۳
بحری و جود کف تو روز سخاوت موج توچرخی و تیر و تیغ تو روز وغا کیوان تو
۴
چشم فلک تیره شده از خنجر پر نور توگوش زمانه کر شده از مرکب غران تو
صفحهٔ ۱ از ۶