خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۷۹ - مدح ابوسعد بابو و شرح حال خویش
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله رویاند سرشکم تازه در هر مرحلهپس بهاری دارد از من در زمستان قافله
۲
عشق دلبر قرعه زد چون دل نصیب او رسیدراه پیشش برگرفتم دل بدو کرده یله
۳
بر من رفته دل تفته دماغ از هجر اوشد سیه در گفتگو آمد جهان در مشغله
۴
هند و روم و زنگ را بر من بشوراند همییار هندو چشم چشم رومی عارض زنگی کله
صفحهٔ ۱ از ۱۰