خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ترکِ لالهرخ بده آن لالهگون شرابتابان ز جامِ چون رخِ لعل از قَصَب نقاب
۲
من گویمی گلاب است آن مِی که میدهیگر هیچگونه گونهٔ گل داردی گلاب
۳
جز دوستیِّ ناب نیابی ز من همیواجب بوَد که از تو بیابم نَبیدِ ناب
۴
تیره نکردش آتش آنگه که آب بوداکنون که آتش است ضعیفش مکن به آب
صفحهٔ ۱ از ۳