خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم که چند صبر کنم ای نگار؟ گفت:تا هست عمر، گفتم: رنجه مدار، گفت:
۲
بی رنجْ عشق نبوَد، گفتم: نیم به رنج،فرسوده چند باشد ازین ای نگار؟ گفت:
۳
جز انتظار روی ندارد تو را همیگفتم: شدم هلاک من از انتظار، گفت:
۴
این روزگار با تو بد است، این ازو شناسگفتم که نیک کِی شودم روزگار؟ گفت:
صفحهٔ ۱ از ۲