خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده گر در فراق خون باردحق او هم تمام نگزارد
۲
با غمش هیچ بر نیارم دمگر جهان بر سرم فرود آرد
۳
در وفا داشتنش جان بدهمتا مرا بی وفا نپندارد
۴
آزر و مانی ار شود زندههر یکی خواهدش که بنگارد
صفحهٔ ۱ از ۵