خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدان دو عارض چون شیر و آن دو زلف چو قیربه ابروان چو کمان و به غمزگان چون تیر
۲
به زیب قدی کش بنده گشت سرو سهیبه حسن رویی کش بنده گشت بدر منیر
۳
به چشم چشمی کش سرمه بود سحر حلالبه بوی زلفی کش دانه بود مشک و عبیر
۴
که گر تنم را زین پس کنی به مهر عذابوگر دلم را زین پس کنی به عشق زحیر
صفحهٔ ۱ از ۱