شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترک ماهروی ندانم کجا شدیپیوستهٔ که گشتی کز من جدا شدی
۲
بودم تو را سزا و تو بودی مرا سزاترسم ز نزد من به کسی ناسزا شدی
۳
درد دلا که بنده دیگر کسی نشدوآن گه شدی که بر دل من پادشا شدی
۴
بیگانه گشتن از من چون در سر تو بودبا جان من به مهر چرا آشنا شدی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth