خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم بگذرد از من چو به من برگذری توآن لحظه شوم شاد که در من نگری تو
۲
از نازکیِ پایِ تو ای یارِ دلِ منرنجه شود ار سوسن و نسرین سپری تو
۳
وین دیدهٔ روشن چو من از بهر تو خواهمخواهم که بدین دیدهٔ روشن گذری تو
۴
ای ناز جهان پیرهنی دوختی از نازبیم است که این پردهٔ رازم بدری تو
صفحهٔ ۱ از ۴