خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غافل از بلای دل مبتلای ماجز مبتلا کسی نرسد در بلای ما
۲
ممکن نباشد از سر کوی تو رفتنمآری مقیّدست به زلف تو پای ما
۳
حجاج اگر به کعبه بیت الحرم روندابروی توست قبله حاجت روای ما
۴
ما معتکف به کوی توایم از سر صفاموقوف آنکه سعی کنی بر صفای ما
صفحهٔ ۱ از ۲