خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط تو دایره ماهتاب را بگرفتبه باغ عارض تو سبزه آب را بگرفت
۲
ستاره چشم سر طرّه قمر پوشیدبه زیر سایه شب آفتاب را بگرفت
۳
به شب ، جمال تو، گفتم ببینم اندر خوابخیال روی تو در دیده خواب را بگرفت
۴
دلم ز فتنه ی چشم تو گرچه بود خرابغمت بیامد و ملک خراب را بگرفت
صفحهٔ ۱ از ۲