شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم تو تیر غمزه چو اندر کمان نهادجانا به قصد خون دل ناتوان نهاد
۲
گفتم حدیث آن لب شیرین ادا کنممُهر سکوت، لعل تواَم بر دهان نهاد
۳
یارای گفتنم زدهان تو نیست هیچطبع لطیف اگر چه مرا خرده دان نهاد
۴
چشمت به فتنه خانه ی مردم خراب کردنتوان دگر بهانه بر آخر زمان نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth