شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرشب از طوفان چشم آب از سرما بگذردمردم چشمم ندانم چون  ز دریا بگذرد
۲
اشک خون آلوده ی من با شفق همدم شودآه مینا گون من زین سقف مینا بگذرد
۳
گر ندیدی زحمتی از خار مژگان پای دوستدیده مفرش کردمی در راه تا وا بگذرد
۴
هر شب از آشوب قدش صدبلابالا شودبرگذرگاهی اگر آن سرو بالا بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth