شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قول مطرب دل من دوش به راهی زد و بردچشمش آرام دل من به نگاهی زد و برد
۲
غمزه ی دوست به یغمای دلم تیزی داشتوه که بر مخزن دل خانه سیاهی زد و برد
۳
هرغباری که بر آیینه ی دل بود مراای عجب صیقلی عشق به آهی زد و برد
۴
خیل غم داشت کمین بر دل من باز ببینکه برین قلب شکسته چه سپاهی زد و برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth