خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط مشکین که بر گرد رخت چون عود میگرددبدان ماند که در بالای آتش دود میگردد
۲
ز تاب مهر تابان جمالت پرتوی داردشب این مشعل که بر ایوان دود اندود میگردد
۳
صباگویی که از چین سر زلف تو میآیدکه از بویش نسیم باغ مُشکآلود میگردد
۴
دل بیمارم از گوی زنخدان تو میگویدبه گرد سیب سیمین از پی بهبود میگردد
صفحهٔ ۱ از ۲