خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش مهرتو در سینه نهان است هنوزخون دل از گذر دیده روان است هنوز
۲
نگران رخ زیبای تو شد دیده و دلهمچنانم دل ودیده نگران است هنوز
۳
غمزه ات می دهدم عشوه که من آن توامچون بدیدم نظرش با دگران است هنوز
۴
در ازل عکس جمالت به گلستان بردندبلبل از شوق رخت نمره زنان است هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲