شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو زلف دوست بباید شبی سیاه و درازکه با خیال رخت در درون پرده ی راز
۲
دل شکسته ی آشفته ی پریشان حالتطاول سر زلفت به شرح گوید باز
۳
فرو گرفت غم دل فضای سینه ی منکجاست ساقی گلرخ شراب غم پرداز
۴
به عشوه عربده با روزگار نتوان کردکه دهر عشوه فرو شست وچرخ عربده ساز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth