خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهّاد و عُجب و گوشهٔ محراب و کار خویشما و نیاز قبلهٔ ابروی یار خویش
۲
ما را نسیم طرّهٔ خوبان به باد دادهان تا به باد بر ندهی روزگار خویش
۳
ما را چه اختیار اگر بخت یار نیستآری به اختیار کشد بختیار خویش
۴
گفتم که جان نثار تو کردم قبول کنگفتا که چشم نیست مرا بر نثار خویش
صفحهٔ ۱ از ۲