خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا نشان غبار دیار یار بپرسدوای چشم ضرر دیده زان غبار بپرس
۲
هزار بار گر از یار بر دلم بیش استبه جان یار که او را هزار یار بپرس
۳
ز زلف دوست که مجموع او پریشانیستحکایت من آشفته روزگار بپرس
۴
حدیث دیده ی بی خواب من ز درد فراقاز آن دو نرگس خوش خواب پر خمار بپرس
صفحهٔ ۱ از ۲