خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهانش آرزوی تنگدستانعذارش قبله آتش پرستان
۲
بجای پسته و شکر تمامستدهان ساقی و لب نقل مستان
۳
ز دیوان کمال از غایت لطفبدست آوردم این معنی بدستان
۴
دهانش هست میگویند آن نیستمیانش نیست ، می گویند و هست آن
صفحهٔ ۱ از ۲