شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خیال عارضت گلشن نگار چشم منرُسته شمشاد قدت در چشمه سار چشم من
۲
گر خیالت دامن آب روان می بایدشگو بیا چون سرو بنشین بر کنار چشم من
۳
چشم خوشخوابت به عیاری و شوخی می بردصبر و آرام دل خواب و قرار چشم من
۴
وعده دیدار خویشم داده بودی پیش ازینآخر ای جان رحم کن بر انتظار چشم من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth