شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دوبر دلم از قد و خدت خانه یکی و ماه دو
۲
ریخت دو چشمت از دلم خون عذار عذر خواستای همه عذر تو نکو عذر یکی گناه دو
۳
جان ز لبت دو بوسه خواست گفت بساز بر یکیای دهنت زما به تنگ خواه یکی و خواه دو
۴
ملک دلم خراب کرد سوز درون و آب چشمچون نشود خراب ملک ، ملک یکی و شاه دو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth