شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کدام زهد و چه تقوی که خالی از خللینکرده ام من مسکین به عمر خود عملی
۲
عجب مدار ز لخشیدنم به حشر که مننرفته ام قدمی بر بساط بی زللی
۳
نَشُسته ام به همه عمر بر خلاف هویسواد خال خجالت ز چهره املی
۴
به گرد موکب چابک رکاب ره نرسدعنان به دست هوی داده ای چو من کِسِلی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth