شعر را زندگی کن
خلوتی با وطواط

شمارهٔ ۱۴۶ - وقتی اتسز بر لب جیحون جشن ساخته بود این قصیده بر بدیهه بگفت

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بملک تو زینت ایام وی ز تیغ تو نصرة اسلام
۲
بندهٔ حل و عقد تو فلک سخرهٔ امر و نهی تو ایام
۳
دل پاک تو مجمع دانش کف راد تو منبع انعام
۴
عقل بی قوت دهای توست فضل بی آتش ذکای تو خام
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth