خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۹۶ - نیز در مدح ملک اتسز گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هدی را ز سر تازه شد روزگاری پدیدد آمد اسلام را کار و بار ی
۲
بشاه جهانگیر اتسز ، که گیتی ندید و نبیند چنو شهریاری
۳
نه چون او در ایوان بخشش جوادی نه چون او بمیدان کوشش سواری
۴
دهد بر کفش بوسه هر کامرانی برد بر درش سجده هر نامداری
صفحهٔ ۱ از ۷