شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۸۴ - در تأسف و تلهف بر نایافت صحبت عزیزانی که اذا رأوا ذکر الله نشان ایشان است و اولئک الذین انعم الله علیهم در شأن ایشان است

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سالها شد که روی در دیواردل برآرم به گرد شهر و دیار
۲
تا بیایم نشان آدمییکاید از وی نسیم محرمیی
۳
بروم خاک پای او باشمنقد جان زیر پای او پاشم
۴
یک زمان یکزبان شوم با اودو بگویم دو بشنوم با او
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth