خلوتی با جامی
بخش ۴۹ - قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوجوانی نخورده نشتر غمشد گرفتار عشق دختر عم
۲
روز و شب در سرای عم می بوددر مقام رضای عم می بود
۳
دمبدم روی دخترش می دیدمیوه از باغ نوبرش می چید
۴
بود شبها در آن نشیمن رازبا شکنهای زلف او کجه باز
صفحهٔ ۱ از ۹