خلوتی با جامی
بخش ۵۰ - قصه عیینه و ریا
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معتمر نام مهتری ز عربرفت تا روضه نبی یک شب
۲
رو در آن قبله دعا آوردادب بندگی بجا آورد
۳
ساخت بالین ز آستان نیازگوش بنهاد بر نشیمن راز
۴
ناگه آمد به گوشش آوازیکه همی گفت غصه پردازی
صفحهٔ ۱ از ۹