خلوتی با جامی
بخش ۵۷ - مشورت کردن پدر ریا با ریا در خواستگاری کردن وی از برای عیینه
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این سخن گفت و از زمین برخاستغضب آمیز و خشمگین برخاست
۲
چون درآمد به خانه ریا گفتکز چه رو خاطرت چنین آشفت
۳
گفت از آن رو که جمعی از انصاربه هوایت کشیده اند قطار
۴
همه یکدل به دوستداری تویکزبان بهر خواستگاری تو
صفحهٔ ۱ از ۷