شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۵۹ - فرستادن پدر ریا را بعد از چهل روز همراه عیینه به مدینه و پیش گرفتن حرامیان و هلاک شدن بر دست ایشان

دفتر دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بعد چل روز کز نشاط و سرورحال بگذشتشان بدین دستور
۲
داد اجازت پدر که ریا راماه شهر و غزال صحرا را
۳
به عروسی سوی مدینه برندوز غریبی ره وطن سپرند
۴
بهر وی خوش عماریی پرداختبرگ گل را ز غنچه محمل ساخت
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth