خلوتی با جامی
بخش ۲۸ - حکایت سنجر و بخشیدن منقل پر لعل و گوهر
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سنجر بن ملکشه آن شه رادکه در جود بر زمانه گشاد
۲
گفت او بود همچو ابر بهاربر جهان در فشان و گوهر بار
۳
داشت آماده شاه فرزانهخاصه از بهر دی یکی خانه
۴
خانه ای از زمردین سقلاطچون چمن در بهار سبز بساط
صفحهٔ ۱ از ۵