شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۸ - گشادن عنصری به یک دو بیتی گرهی را که از بریدن زلف ایاز بر دل محمود افتاده بود و آن دو بیت این است:

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
«گر عیب سر زلف بت از کاستن استچه جای به غم نشستن و خاستن است
۲
وقت طرب و نشاط و می خواستن استکآرایش سرو هم ز پیراستن است »
۳
بود ایاز آن به نیکویی ممتازاز همه لعبتان چین و طراز
۴
آفتابی ز آسمان امیدسروی از باغ رحمت جاوید
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth