خلوتی با جامی
بخش ۴۹ - مقاوله شاعر مادح با خواجه ممدوح
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاعری را به خواجه ممدوحکه بر او ریخت بدره های فتوح
۲
روزی اندر میان نقار افتادهر دو را زان نقار کار افتاد
۳
گفت خواجه که شرم باد تو رازانچه گویی، نماند یاد تو را
۴
زان همه زر که عاری از همه عیببارها ریختم تو را در جیب
صفحهٔ ۱ از ۴