شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۵۰ - حکایت منت نهادن سفله بازاری با عارف از لباس ذل طمع عاری

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عارفی بود در زمین هرینام او سکه نگین هری
۲
همتش دست در خدای زدهبر همه خلق پشت پای زده
۳
یکی از سفلگان بازارینقد بازار او دل آزاری
۴
پیش عارف دم ارادت زدزان ارادت در سعادت زد
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth