خلوتی با جامی
بخش ۳ - نعت خواجه ای که ربقه بندگیش طوق گردن سر بلندان است و داغ غلامیش نشان دولت ارجمندان
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواجه ای کش خیل شاهان بنده اندحلقه حکمش به گوش افکنده اند
۲
مقبلان را قبله جان روی اوستکعبه امید خاک کوی اوست
۳
کویش آمد کعبه هر محرمیکعبه را نبود گزیر از زمزمی
۴
زمزم آن چشم های پر نم استآب روی عارفان زان زمزم است
صفحهٔ ۱ از ۴