خلوتی با جامی
بخش ۴۳ - عقد دوازدهم در سر فقر که برقع سواد الوجه فی الدارین بیاض چهره هستی خود نهفتن است فی مرتبتی العلم و العین
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گرانمایه ترین گوهر پاکوی سبک سایه ترین پیکر خاک
۲
پیکر خاک طلسم است و تو گنجگنجی از بحر ازل گوهر سنج
۳
هست گنج تو ز هر گنج فرهگوهر فقر در او از همه به
۴
این گهر را چو شوی قدرشناسبرهی ز آفت امید و هراس
صفحهٔ ۱ از ۱۰