شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهاد

سبحة‌الابرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود مردانه زنی در موصلسر جانش به حقیقت واصل
۲
همچو خورشید مؤنث در ناملیک در نور یقین مرد تمام
۳
رو به محراب عبادت کردهچاک در پرده عادت کرده
۴
نه ره خورد به خود داده نه خفتخاطرش فرد ز همخوابی جفت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth