شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۸۹ - حکایت آن عجمی که کلمات عربی شنید دعا و استغفار پنداشت دست اخلاص به آمین برداشت هر چند آن دعا نبود آثار مغفرت روی نمود

سبحة‌الابرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عربی چند به هم ذوق کنانلب گشادند به نادر سخنان
۲
یکی از نجد حکایت می کردیکی از وجد شکایت می کرد
۳
یکی از ناقه و محمل می گفتیکی از وادی و ساحل می گفت
۴
یکی از عشق به خوبان عربیکی از سعی در اسباب طرب
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth